تبليغاتX
بریده هنوز نبریده

بریده هنوز نبریده

 

      می آویزم در خویشتن

   تا این تن وامانده را نیز قربانی نشده هایم کنم.

  آه ای من ِ پاره پاره٬ 

  باز هم سیگار باز هم شبهای بیدار.

  بوی درد میدهد سازم

  طعم تلخی میدهد آوازم

  دیگر حتا عاشق زنها هم نمی شوم٬

  آه ای من ِ درمانده.

  دستم را گرفته ای در دست اما

  بالا نمی کشی از پرتگاه

  آه که من

  آه از تو  ای پیر دستم را محکم بگیر.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 21:56  توسط خط سوم  | 



آه دانستم

    که نمی دانستم هیچ.

وه!

    که دیگر می دانم

           هیچ را و خدا را هم

می دانی تو هم

        و یا

              خواهی دانست.


+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 23:8  توسط خط سوم  | 

 

گفتم:

دشمن بی ادعا به ز دوست مدعی٬

و دیگر نخاهم گفت با مدعی اسرار عشق و مستی.

پس را نگاه باید و راه را رفتن٬

بی هدف٬ بی سمت

و

یکه.

ما را طمع شیخیت نیست٬

ما بر رسوایی دلالت می کنیم.

و

به تو که می شناسمت:

می شناسمت!

تو نیز پیری زود رس گرفته ای آیا؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 3:39  توسط خط سوم  | 

 

به میهمانیت خاهم آمد

گر بیابمت.

میزبانِ همیشه غایبِ من.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 10:39  توسط خط سوم  | 

 

به کجا می برد این امید ما را

...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 7:58  توسط خط سوم  | 

میخاند مرا

و

نمی شنوم.

گر بخاهمش

میراند سر گشته را

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 11:2  توسط خط سوم  | 

قصد دارم که گر ز دست براید

دست به کاری زنم که...

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 5:49  توسط خط سوم  |