گفتم:
دشمن بی ادعا به ز دوست مدعی٬
و دیگر نخاهم گفت با مدعی اسرار عشق و مستی.
پس را نگاه باید و راه را رفتن٬
بی هدف٬ بی سمت
و
یکه.
ما را طمع شیخیت نیست٬
ما بر رسوایی دلالت می کنیم.
و
به تو که می شناسمت:
می شناسمت!
تو نیز پیری زود رس گرفته ای آیا؟
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 3:39  توسط خط سوم
|
